![]() |
![]() |
|
| ... |
|
سلام
با عرض معذرت منم دیگه مطلب تو وبلاگ نمی زارم چون این وبلاگُ برا مهسام درست کرده بودم و چون اونم دیگه نمی تونه بیاد و ببینه منم میرم. خداحافظ محمد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 15:5 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 14:27 توسط محمد |
|
|
سلام
شاید این آخرین سلام من باشه . ولی خیلی خوشحالم که تو این مدت دوران خوبی رو تو وبلاگ گذروندم و دوستان خوبی هم پیدا کردم . همچنین تشکر می کنم اول از محمد عزیزم که این وبلاگ رو راه انداخت تا من بتونم راحت تر حرف دلمو بهش بزنم و می دونم از اینکه دارم میرم خیلی ناراحته . خودمم خیلی ناراحتم . دوما تشکر می کنم از تمام دوستانی که لطف داشتن و با نظراتشون ما رو تشویق کردن و کمک کردن تا بتونیم این وبلاگ رو به بهترین شکل اداره کنیم و امیدوارم که تونسته باشیم رضایت شما رو جلب کرده باشیم . خوب دیگه باید کم کم خداحافظی کنم . مهسا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 13:30 توسط مهسا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 12:56 توسط مهسا |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:37 توسط مهسا |
|
|
شبی مجنون به لیلی گفت : که ای دلدار بی همتا تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد. ******* كاش مي ديدم چيست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاري است! من در آن لحظه كه چشم تو به من مي نگرد برگ خشكيده ي ايمان را در پنجه ي باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر اهتزاز ابديت را مي بينم پيش از اين, سوي نگاهت نتوانم نگريست اهتزاز ابديت را ياراي تماشايم نيست كاش مي گفتي چيست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جا ري است |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:35 توسط مهسا |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 21:16 توسط محمد |
|
|
اگر روزی برسد که تو دیگر در کنارم نباشی بدان که دیگر نوری در چشمانم باقی نخواهد ماند و به زمین خواهم خورد و اگر تو ان زمان تکیه گاهم باشی غم سنگین تنهایی و بی کسی که خواب را از چشمانم ربوده به دست فراموشی خواهم سپرد و در جاده های مه گرفته و خاموش سکوت خواهم شد و صدای امدن گامهایت را خواهم شنید و هر روز در انتظار دیدن دوباره ات خواهم گریست .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 21:13 توسط محمد |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 21:10 توسط محمد |
|
|
عشق یعنی عشق یعنی بغض بی پایان من
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 14:1 توسط مهسا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مهر 1387ساعت 15:24 توسط مهسا |
|
|
کاش آسمان میدانست درد من چیست ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مهر 1387ساعت 15:19 توسط مهسا |
|
|
دلم تنگ و بی قرار توست دل سوخته ام٬عشق و وجود تورا می خواهم دلم تاب و توان یک لحظه دوری تو را ندارد دلم از غم دوریت دیوانه و شیدا شده است دلم بی تاب دیدار هر لحظه توست یاد و عشقت هر لحظه و همه جا با من است اما باز هم حضور شیرین و دلپذیر تو را می خواهم گرمای وجودت و با تو بودن را می خواهم ذره ذره وجودم تو را می خواند وخواهد با تو بودن برایم شیرین و دوست داشتنی است امید با تو بودن برایم شور انگیز است عهد و پیمان و پیوند با تو امید و ارزویم هست بودن و ماندن در کنار تو هر لحظه در قلبم می تپد و تا آخر عمر و پیوسته و آتشین دوستت دارم...... |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مهر 1387ساعت 0:44 توسط محمد |
|
|
من تمام سعیمو کردم تا این کارو انجام ندم ولی منو وادار به انجام این کار کردن حالا تحویل بگیر آقا محمد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 8:20 توسط مهسا |
|
|
محمد عزیزم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 8:19 توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای کاش باران بودم تا غبار غمهایت را می شستم
ای کاش نسیم بودم تا صورتت رو نوازش می کردم ای کاش گل بودم تا یکی از غنچه هایم را به تو هدیه می دادم اما افسوس نه بارانم،نه نسیم و نه گل اما هرچه هستم دوستت دارم مهسا عزیزم. |
| آرشیو موضوعی |
|
عکس ها عشقولانه |
| نویسندگان |
|
محمد مهسا |
| پیوندها |
|
آروين آنلاين بزرگترین وبلاگ انتی دختر(حامد) عاشق پیشه |
|
RSS
|