![]() |
![]() |
|
| ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 1:15 توسط محمد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 13:11 توسط مهسا |
|
|
ای عشق تو كه با بیرحمی تمام پاك ترین احساسات بشری را شعله ور می سازی پرسشی دارم از تو و اینكه آیا خود هرگزعاشق شده ای؟ درد دوری را لمس كرده ای؟ یقین دارم اگر حتی یك لحظه مثل خودت بودی به پاكیت سوگند كه از غم فراغ می میردی پس با عاشقان مهربان تر باش و منطق را پیشه ات كن كه شاه و گدا را یكی نبینی كه دل شكستن گدای عاشق فرجامی سخت دارد آری ای عشق در این بازی روزگار در این صبح و شام پیاپی این هستی ماندگار رحمی هم به دل بیدلان كن و در هر دلی آشیانه مكن كه دل شكتن گناه است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 2:15 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 2:10 توسط محمد |
|
|
عشق صدای فاصله هاست
فاصله هایی که غرق ابهام ند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 21:34 توسط محمد |
|
امشب در تلاطم خاطره ها … بار ديگر خاطره ي تو را مي نگرم و براي تو نغمه اي نو
مي سرايم …
خاطره ي تو را مي نگرم … اي صميميت آشنايي تو که از اوج آسمانها برايم رنگين کمان
مهرباني را ارمغان آوردي . تو که برايم از کرانه هاي درياي زندگي صدف هاي خوشبختي را هديه آوردي . تو که براي سينه هاي تشنه تر از کوير شعر باران را مي سرايي . تو که خورشيد را به ميهماني رويش گلها فرا مي خواني و گل يخ را به شکوه لبخند
قناري ها مي رساني . اي سايه ي حيات که بر صفحات دلم با قلم عشق رنگ صداقت را مي کشي … اي شور
زندگي در پرواز شاپرک ها تو بهانه اي هستي براي آواز چکاوک ها و اميدي هستي براي بازگشت پرستوها . اي افسون روزهاي پاييزي … امشب روياي تو را مي نگرم … روياي سپيدي که بر دشت گلواژه هاي شعرم از عشق مي گويد . محال است کسي طنين پنهان تو را در التهاب يک نويد نشناسد … در انتهاي شبهاي سرد زمستاني تو سبزينه اي هستي که از شوق روزهاي بهاري
مي گويي . نمي دانم ولي شايد روزي نغمه ام ترانه ي ماندگاري بر لبان عشاق شود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 21:20 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 20:58 توسط محمد |
|
|
عشق رو اد كن . غم رو دليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير
ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست ، دو تا پا ، دو تا چشم داده ، اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي ، اون يکيش رو پيدا کنی
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
اي دست تو آرامش
اي پاسخ هر خواهش تو ساحل آرامش من موج پريشانم بر من تو ببخش اي يار شايد دگر اين ديدار هرگز نشود تكرار ************ ** اين دل منه!... ديديش؟... نديدي؟؟؟ خب معلومه ديگه! دلم برات يه ذره شده. اونقدر كه نميتوني ببينيش! ************ ** متاسفانه نداري! البته تقصير هم نداري! من چيكار كنم نداري ديگه! دست خودتم نيست كه نداري! خب نداري ديگه بابا . . . لنگه نداري! ************ ** من زير بارون با چشمام يه آرزم ساخته بودم واسه دوباره ديدنت زندگيمو باخته بودم يا آرزومو پس بده يا با دوباره ديدنت به زندگيم نفس بده ************ ** هم سوخت ز دوريت دلم، هم جگرم با دوري خود دوگانه سوزم كردي ************ ** يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم اما تو منو شكستي ولي خيالي نيست چون حالا خاك زير پاتم دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم وقتی فالنامه رو باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دل من نداشت، تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست...!
دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده!
قلب فقط قلب فاطی!، عشق فقط عشقه لاتی، رنگ فقط شکلاتی، 6 ماه تو حبس بی ملاقاتی؛ فکر نکنی گنده لاتيم، نه داداش نه ما فقط خاطر خواتيم . ************ **
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم ، دلها تنگ نیست ما تنگش میکنیم، عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم، دل هیچ کس سنگ نیست ما سنگش می کنیم. ************ **
موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه . ************ **
اگر نميتواني بالا بري پس سيب باش تا با افتادنت انديشه اي بالا رود ************ **
اگر آسمون بيفته. اگر زمين بلرزه. اگر خورشيد سياه شه. اگر ماه به دو نيم شه. اگر دريا صحرا شه. . . . . . . . بدبخت داره قيامت ميشه. نشستي اف مي خوني!! ************ **
خوردن شیرینی خیلی راحته٬ خوندن داستان شیرین هم راحته٬ اما پیدا کردن دوست شیرین خیلی سخته! تو چطوری منو پیدا کردی؟ اگه بياي پاين منومي بيني . . . . . . . . . . . . . . . . ديراومدي من رفتم . عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني... دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم... درد دل خواهم کرد بي هيچ کلامي... در آغوشت قرار خواهم گرفت بي هيچ کلامي... در آغوشت خواهم ماند بي هيچ کلامي... شايد احساسم اينگونه نميرد ************ ** اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است..... اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است...... اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است... اگه يه وقت احساس کردي توي يه اتاق تنگ و تاريک گير کردي و ديوار اتاق مدام عقب و جلو ميره و از اون خون مي چيکه اصلا نترس چون تو قلب مني...
اگه داری اس ام اس بده |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 14:1 توسط محمد |
|
|
واي ، باران حمید مصدق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:59 توسط محمد |
|
|
تنه رود همهمه آب ، من پر از وسوسه خواب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:57 توسط محمد |
|
|
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:41 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 13:38 توسط محمد |
|
|
زهـرا اگــر نـبود نشــان از بقــا نبــود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 15:29 توسط مهسا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 15:23 توسط مهسا |
|
|
براى بانو حضرت صديقه طاهره(س) نامها و القابى است كه برخى آسمانىاند و از سوى آفريدگار تعيين شده و بعضى از سوى برگزيدگان الهى. اما نامهاى آسمانى نه (9) اسم است كه در حديث ذيل آمده است. امام جعفر صادق(ع) فرمود: براى فاطمه(س) نزد خداى عز و جل نه اسم است: «فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهرا» آنچه اين نامها را براى حضرت فضيلت قرار داده اينكه نامهاى حضرتش حاكى از صفتى والاست كه در وى وجود داشته است و چون نامهاى ديگر افراد نيست كه صاحب نام از معنى نام خود هيچ بهرهاى نبرده باشد. در ادامه مطلب نامها، لقبها و كنيههاى آن حضرت را به ترتيب حروف الفبا ياد مىكنيم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 14:43 توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای کاش باران بودم تا غبار غمهایت را می شستم
ای کاش نسیم بودم تا صورتت رو نوازش می کردم ای کاش گل بودم تا یکی از غنچه هایم را به تو هدیه می دادم اما افسوس نه بارانم،نه نسیم و نه گل اما هرچه هستم دوستت دارم مهسا عزیزم. |
| آرشیو موضوعی |
|
عکس ها عشقولانه |
| نویسندگان |
|
محمد مهسا |
| پیوندها |
|
آروين آنلاين بزرگترین وبلاگ انتی دختر(حامد) عاشق پیشه |
|
RSS
|