تبليغاتX
((محمد و مهسا))
...

 

Image and love

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .


از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.


از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم
دوست دارم تا اخرین نفس عزیزم.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 19:44  توسط محمد | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 18:29  توسط محمد | 

Love is aeraid of lossing you****

**عشق يعني ترس از دست دادن تو**

 

In these long lonely hours…all that I  need is you**** 

**در ساعتهاي طولاني تنهاييم هميشه به تو احتياج دارم**

 

Love is  when you find your self speeding wish on him**** 

**عشق ان است كه همه ي خواسته ها را براي او ارزو كني**

 

I love two things in the world.****

Flower and you ** **

*Flower for one minut…but your for always*** 

**من دو چيز را در روي زمين دوست دارم.**

**گل و تو...**

**گل را براي يك دقيقه...اما تو را براي هميشه**

 

             **Times that… Let me tell you a thousand**

                   **I love you more than love…** 

 **بگذار بگويمت هزاران بار كه پيش از عشق بر تو عاشقم**

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:48  توسط محمد | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 19:35  توسط محمد | 

دختري از پسري پرسيد : آيا من نيز چون ماه زيبايی؟پسر گفت : نه ، نيستي

دختر با نگاهي مضطرب پرسيد : آيا حاضري تکه اي از قلبت را تا ابد به من بدهي ؟پسر خنديد و گفت : نه ، نميدهم

دختر با گريه پرسيد : آيا در هنگام جدايي گريه خواهي کرد ؟پسر دوباره گفت : نه ، نميکنم

دختر با دلي شکسته از جا بلند شد در حالي که قطره هاي الماس اشک چشمانش را نوازش ميکرد

اماپسر دست دختر را گرفت ، در چشمانش خيره شد و گفت :

تو به انداره ي ماه زيبا نيستي بلکه بسيار زيباتر از آن هستي

من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه اي کوچک از آن را

و اگر از من جدا شوي من گريه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد

گفتي دوستت دارم . قلبم تندتر از هميشه تپيد لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند . با صدايت مرا نوازش کردي تپش قلبت را حس کردم مهربان و پاک بود در اغوشت غرق محبت شدم به تو تکيه کردم و ارام شدم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 19:23  توسط محمد | 
       

                           

                               

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 3:46  توسط مهسا | 

برای شنیدن صدایی که دوستش دارم همین لحظه هم دیر است .

 

بارها افسوس خورده ام که از آن سوی خط

 

شخصی بی احساس می گوید :

 

                        "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد"

 

کاش تمام دنیا رومینگ بود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 1:6  توسط محمد | 
 

  دوستت دارم حتی اگر داشتن تو

              رویایی بیش نباشد و سر انجام

  تو نصیب عاشقی دیگر شوی

            

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 1:1  توسط محمد | 

دلم می خواست همچون کبوتری بودم و بر قلب کوچکت آشيانه می کردم و هميشه مهمان تو بودم. دلم می خواست تا رگی از بدنت بودم تا اين زمانه نتواند ما را از هم جدا کند. من غم را در سکوت و سکوت را در شب و شب را در بستر و بستر را برای فکر کردن به تو دوست دارم. من تو را به خاطر عشقت و عشق پاکت را به خاطر دلم و دلم را برای عشق به تو دوست دارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:56  توسط محمد | 

 

........

از كوچه تنهايي خويش ميگذشتم.تنها و بي پناه .در اين كوچه سر گردان بودم تا به بن بست ياس و نا اميدي رسيدم....دست به ديوار شكسته ي دل خويش نهاده و بر فراز ارزو هايي كه مرده بودند گريستم......

در اين حال صداي كسي را شنيدم كه ميگفت:""مقاوم باش و چون كوه استوار بمان""به او گفتم:نميتوانم...نميتوانم....اشكهايم سرازير شد.صدايش را شنيدم كه باز ميگفت:در اين كوچه به دنبال چه ميگردي؟به او گفتم:نميدانم...و او گفت:اما من ميدانم كه به دنبال چه امدي......به دنبال غرور خرد شده ات...به دنبال دل شكسته ات و به دنبال احساس پاك گم شده ات و من مبهوت مبهوت به اطراف نگريستم.

به او گفتم :تو كيستي؟!چگونه از حال من خبر داري؟...ترسي مرموز سراسر وجودم را فرا گرفته بود...

وجود كسي را حس ميكردم ولي او را نميديدم.تنها صدايي كه به گوش ميرسيد تك ضربه هاي ساعت كهنه ي ديواري بود كه گذر عمر را نشان ميداد.

لحظه اي سپري شد و باز صداي ان موجود ناشناخته را شنيدم كه ميگفت:مرا نميشناسي؟!

چون مدتهاست از من غافل ماندي...مني كه هميشه همراهت هستم.مني كه از جان به تو نزديك ترم . تو وقتي كه هيچ تكيه  گاهي برايت با قي نمي ماند به من پناه مي اوري....

"""به سراغ من اگر مياييد       پشت هيچستانم"""

 

اين پست رو تقديم ميكنم به يه نفر...

اگه الان داري اينو ميخوني...بدون من خيلي دلم واست تنگ شده...

دوستت دارم...

M.M

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:47  توسط محمد | 

 

تو اخرين كلامي روي لباي خستم

 

تو اخرين اميدي واسه دل شكستم

 

اين جوري باورم كن كه بي تو من ميميرم

 

با حس بودن تو دوباره جون ميگيرم

 

عطر هواي تو نفس ميده به اين حقير

 

تحفه ي ناقابلي هست بيا ز دستانم بگير

 

بعد از من و نگاه من هزارتا دل پيش شماست

 

برو فكر منم نباش شايد كه اين خواست خداست

 

فقط اگه روزي چشمت به يه كوير ساده خورد

 

بدون همون جا خاك شده دلي كه از عشقت ميمرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:45  توسط محمد | 
 برای عشق تمنا كن ولی خار نشو. برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گريه كن ولی به كسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببينه. برای عشق پيمان ببند ولی پيمان نشكن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگير . براي عشق وصال كن ولی فرار نكن . برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن . برای عشق بمير ولی كسی رو نكش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش.
 
                

متین ترین کلمه عشـــق است

جذاب ترین کلمه آشنــــایی است

پاکترین کلمه وجدان است

زشت ترین کلمه خیــــانت است

بدترین کلمه بی وفـــایـی است

سخت ترین کلمه تنهــــایــی است

و تلخ ترین کلمه جـــــدایی است                          

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:38  توسط محمد | 
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستتدارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:36  توسط محمد | 

عاشقانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:7  توسط محمد | 
 

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:1  توسط محمد | 
                                               چند روزیست که قلبم ترکی خورده عمیق  


       و برای این درد جز تلاقی نگاه  من و تو مرهم نیست


                                                                گرچه هربار که میبینمت از دور کمی


                                     دلم از لحظه ی قبل بیشتر میشکند


                                                               ولی انگار برای من دل بشکسته


                                    عبرتی نیست کزان درس فراگیرم چند


                                                                 دوست دارم بنشینم یک روز


                                  سبدی از گل خورشید ببافم با عشق


                                                                        بعد آن دست پر از مهر تو را


                       با همه شوق بگیرم در دست و سبد را به تو تقدیم کنم


                                                          دوست دارم بنشینم پیشت


                                     غرق در آبی قبلت گردم


                                                   آنقدر با همه ی شوق صدایت کردم

                     که تو بیدار شوی تا بفهمی که چه کردی با من؟؟؟!!!


                                                                           ای همه روز و شبم


                               چند وقت است که از دست تو همواره شب است!!!!!


                                                                   همه جا تیره و تار   همه جا سرد و سکوت


                           دوستت دارم        گرچه تو قلب مرا میشکنی


                                                    دوستت دارم         چون که تو مایه ی افکار منی


                                       دوستت دارم         چون که تو ریشه ی گفتار من و شعر منی


                        پس تو هم سرد مشو    باز هم گرم بمان


                                                                باز هم مثل خوشیها که گذشت


                              در کنار من و این قلب ترک خورده بمان....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 0:37  توسط مهسا | 

انقدر برایت در زمین ستاره کاشته ام که ابرها هم رو سفید شده اند !زیبا

        چشمهای بارانیم پر از دلواپسی است دلم تنگ است حواسم پرت تو باز هم

میگویی حوصله کن انقدر برایم نوشته ای حوصله کن نازک من که دیگر

باورم شده دوستم داری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 19:45  توسط مهسا | 

     چشمانت را برای زندگی می خواهم

                اسمت را برای دلخوشی می خوانم

دلت را برای عاشقی می خواهم

                صدایت را برای شادابی می شنوم و

             دستت را برای نوازش

     و پایت را برای همراهی می خواهم

                      عطرت را برای مستی می بویم 

وخیالت را برای پرواز می خواهم

                             و خودت را نیز برای پرستش

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 19:21  توسط مهسا | 

آذر

در اوستا آتر ,آثر,در پارسی باستان آتر,در پهلوی آتر,و در فارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است.آریائیان(هندوان و ایزدان)بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت  میدادند.ایزد آذر نزد هندوان ,آگنی خولنده شده و در ((ودا)) (کتاب کهن و مقدس هندوان)از خدایان بزرگ به شمار رفته است.آفتاب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد.

من ماه آذر و گذاشتم چون خودم و محمد هر دو آذری هستیم . 

اگه می خواین بقیه ماها رو هم بدونین به ادامه مراجعه کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 19:10  توسط مهسا | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 18:26  توسط محمد | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 18:14  توسط محمد | 

تا كه بوديم نبوديم كسي

 كشت ما را غم بي هم نفسي

تا كه خفتيم همه بيدار شدند

 تا كه مرديم همگي يار شدند

 قدر ان شيشه بدانيد كه هست

نه در آن موقع كه افتاد و شكست

 

زندگی در صدف خویش گھر ساختن است

در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است

 

زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی دیدن و ندیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از سراغاز وجود تا بدانجا که خدا می داند

 

زندگی مثل یک دیکته است !؟

هی مینویسی،

هی غلط می نویسی،

 هی پاک می کنی،


دوباره می نویسی و پاک می کنی.


غافل از اینکه اعزائیل داد می زنه : برگه ها بالا

 

زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت

زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت

زندگی رودی است ، جاری ، هر که آمد

کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و برفت

قاصدک ، این کولی خانه به دوش

روزگار کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و برفت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 18:9  توسط محمد | 
هيچ زمان دل به کسي نبند ...... چون اين دنيا اين قدر کوچک است که دو تا دل کنار هم جا نميشه ..... ولي اگر دل بستي ... هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه ... که ديگه پيداش نميکني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 18:5  توسط محمد | 

گاهی وقت ها از نردبان بالا می روی تا دستانه خدا را بگيری غافل از اينکه خدا پايين ايستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نيفتی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 12:57  توسط مهسا | 

ماه من پرده از آن چهره زيبا بر دار

                           تا فلک لاف نيايد که چه ماهی دارد .

 

انگار پای ثانيه ها لنگ می شود

                     وقتی دلی برای دلی تنگ می شود .

 

دل هيچ کس نمی سوزد برای حال غمناکم

               مگر سوزد همان شمعی که می سوزد سره خاکم

 

برای دل من،من تاز تو آن می طلبم

            وز گمشده ی خويش آن می طلبم

                        سر هر مصرع را بردار و بخوان

                                 هر چه شد من از تو آن می طلبم

 

تا کی دل خسته زنگ بايد بخورد

                     هی تهمت نام و ننگ بايد بخورد

عاشق بشويم هرچه باداباد

                     گاهی سره ما به سنگ بايد بخورد

 

قسم به love پاکم

            ز عشق you هلاکم

                     ای گل ريشه ريشه

                               I love youهميشه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 12:56  توسط مهسا | 

 

دل تو اولين روز بهار..... دل من آخرين جمله سال.... و چه دورند و چه نزديک به هم .

 

يکی پرسيد اندوه تو چيست ؟ سبب ساز سکوت مبهمت چيست ؟

برايش صادقانه می نويسم: برای آنکه باید باشد و نيست .

 

گاهی وقت ها زندگی تمامه حواسشو جمع می کنه تا ببینه تو چی دوست داری تا درست همونو ازت بگيره ! کاش نفهمه من چه قدر دوست دارم !

 

هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسی كه چنين ارزشی دارد باعث اشك ريختن تو نمی شود.

 

جان اسير دل دل اسیر دوست دوست چه می داند که دل اسير اوست.

 

اگر كسی تو را آنطورکه ميخواهی دوست ندارد به اين معنی نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

 

بدترين شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه هرگزبه اونخواهی رسيد.

 

دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيرد ولي قلب تورالمس كند.

 

گريه کردم تا بدونی زندگی بدونه غم نميشه ، اگه دستامو بگيری از غرورت کم نميشه .       

 

 وقتی قلبت شکست خورده هاشونو يه جايی نگهدار درسته که هيچ وقت مثله اول نميشه اما شايد بتونی تيکه های گم شده يه قلبه ديگه باشی .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 11:36  توسط مهسا | 

سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردد:

 

زمان، کلمات و موقعیت ها.

 

 سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست برود:

 

 آرامش، امید و صداقت.

 

 سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیست:

 

رؤیا ها، موفقیت و شانس.

 

سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها ست:

 

عشق، اعتماد به نفس و دوستان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 14:37  توسط مهسا | 

تحمل کردن زیباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

 انتظار اسان است  

 اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم 

مشکلات حل می شود 

اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در ی تو بسوزم و تمام شوم 

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود

اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 14:0  توسط مهسا | 

عزيزم زندگي هميشه بهار نيست

گاهي ابر خزان بر آن سايه مي افکند

و دست بي وفايي روزگار با وفا ترين دوستان

را از هم جدا مي کند

اگر روزي چنين شد تو نيز به اين نوشته بنگر

وبخاطر خاطراتم اشک بريز...؟

زندگي زيباست عشق روياست محبت تنهاست دوستي از همه والاست

از آن زماني که هنر دوستي را فهميدم فقط تو را مي بينم

که تکه گاهي از محبت هستيم و من در اين ميان

چون پرندگان آشيان گم کرده در جستوجوي پناهگاه مطمئن تو را يافتم

دوري ات را نمي توان تحمل کرد ولي چه توان کرد

که رسم روزگار چنين است

-----------


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 13:55  توسط مهسا | 
 

C.L.I.C.K. means :

C= cant live without u

L= love u

I= i miss u

C= care about u

K= kiss from my heart 2 u

So whenever u miss me just say CLICK.

کلیک یعنی :

C : نمیتونم بدون تو زندگی کنم

L: دوست دارم

I: دلم برات تنگ شده

C : برام مهمی

K: بوسه هایی از طرف قلبم برای تو

برای همین، هروقت که دلت برام تنگ شد فقط کافیه بگی کلیک!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 13:45  توسط مهسا | 

Q:Wat is luv?

*

*

*

*

A:Luv is wen sum1 breaks ur heart

n d most amazing thing

is tat u still luv them

wid every broken piece...!

سوال : عشق چیه؟

جواب : عشق یعنی وقتی که یه نفر قلب تورو میشکنه

و حیرت انگیزه که تو هنوز با قطعه قطعه ی قلب شکستت دوستش داری!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 13:37  توسط مهسا | 

کاش یه بچه بودم و تو عالم بچگی داد میزدم که من دوستت دارم و

.... میخوام که برای خودم باشی

کاش یه عروسک بودی که قسمت من میشدی ... مطمئنا نمیذاشتم

که دست کسی به تو برسه و تو قلبت بشینه

خودم برات قصه می گفتم ... خودم برات لباس میدوختم و کفش میخریدم

تازه ... اگه تو ویترین مغازه هم میدیدمت انقدر گریه میکردم تا مامان تورو برام بخره

.

.

.

.... کاش الان هم بچه بودم

چون میخوام داد بزنم یکی اینو به من ببخشه

یه جوری بشه .... یه اتفاقی بیفته که سلام هارو بی پاسخ نذاری

معنی خدانگهدارم رو بفهمی

و .... برای خودم باش

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 13:35  توسط مهسا | 

شهر عاشق،شهر با احساس هاست  

 در هوای شهر عطر یاس هاست 

 شهر عاشق از من وتو دور نیست 

 لیک،دیدش بر همه مکسور نیست 

 آن کسی بر شهر عاشق دست یافت 

 کس برون فارغ شدوبر دل شتافت 

 شهر عاشق شهر من،شهر شماست 

 خاکهای شهر عاشق پر بهاست 

 مردمان شهر ما خوب اند وپاک 

 اندکی دارند بر دل گردوخاک 

 گر سخن گویم ز دلبر مردمان 

 خوش نشیند بر دل پیروجوان 

 باز میگویم ز عشق بی کران 

 تا توانی بذر آن بر جان فشان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:4  توسط محمد | 



می نویسم ...
آری ... باز هم  مثل همیشه برای  تو می نویسم...
برای تویی که مقصود تمام نوشته های منی
تویی که الفبای عشق را به من آموختی
تویی که مرا سر گردان دنیایی قشنگ عاشقی کردی
تویی که قلم روان قلبم را به دست دلم دادی تا برای اولین بار برای تو بنگارد
تویی که دگر هیچگاه نمی توانم از کنارت با بی تفاوتی بگذرم
تویی که چیزی به من هدیه کردی تا غمخوار و همدم تنهایی هایم باشد
تویی که فقط تو را از او می خواهم و بس ..
تویی که هیچ در وصف مهربانی های بی پایانت نمی یابم
و تنها حرف و کلامی که برایت می یابم این است:
با تمام وجودم **دوستت دارم **
بی نهایت
با صداقت
تا قیامت ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:0  توسط محمد | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:35  توسط محمد | 

مي دانم روزي با تن خسته و خيس سوار بر قطرات درشت باران بر ناودانهاي چشمم فرود مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نكنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:32  توسط محمد | 

به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد .

به دلي دل بسپار كه جاي خالي برايت داشته باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:28  توسط محمد | 

چه قدر تو بی وفا شدی نگفتی دل تنگه برات

اگه یه روزی دیر بیای می میره این دلم به جات

چی شد که این جوری شدی می جنگی با دلم هزار

نگفتی تنها می مونه یه عاشقی مثل ما زار

آخه به احترام تو با همه دنیا جنگیدم

تا که تو رو داشته با شم

تا که تو قلب عاشقت هزار تا گل کاشته باشم

عشق منی تو بی وفا اینو خودت خوب می دونی

عشق منی تو بی وفا بگو که یارم می مونی

این دل بیگناه من غیر تو اسمی رو نبرد

غیر دووم عشقمون غصه ی هیچی رو نخورد

ولی تو با صد تا امید منو گذاشتی بی خبر

نگفتی تنهام میذاری میخوای بری پی سفر

ولی با اون صد تا امید همیشه چشم به راهتم

تو رو خدا همین حالا

بیا بگو به یادتم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:17  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ای کاش باران بودم تا غبار غمهایت را می شستم
ای کاش نسیم بودم تا صورتت رو نوازش می کردم
ای کاش گل بودم تا یکی از غنچه هایم را به تو هدیه می دادم
اما افسوس نه بارانم،نه نسیم و نه گل
اما هرچه هستم دوستت دارم مهسا عزیزم.


نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
آرشیو موضوعی
عکس ها
عشقولانه
نویسندگان
محمد
مهسا
پیوندها
آروين آنلاين
بزرگترین وبلاگ انتی دختر(حامد)
عاشق پیشه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM