![]() |
![]() |
|
| ... |
|
اگر همه کلمه ها با من قهر کنند... اگر هیچ خودکاری با من همراه نشود... اگر شب ستاره هایش را از من پنهان کند... اگر ماه دیگر قدم در اتاقم نگذارد... اگر درختها و گلها عطرشان را از من دریغ کنند... تاب می آورم و صبوری پیشه می کنم. اگر آسمان جای خود را با زمین عوض کند... اگر دریاها سنگ شوند و کوه ها آب... اگر جنگل ها یخ بزنند و پرنده ها بالهایشان را در بیشه های ناپیدا جا بگذارند و پرواز چیز غریبی بشود... عنان صبر را از دست نمی دهم. اما نمی دانم اگر یک روز صبح چشمهایم را به امید دیدن تو نشویم چه باید بکنم. نمی دانم اگر تو را نبینم باز هم این باغچه کوچک و این پونه ها و ریحانها و آینه کوچکی که روی تاقچه است باز هم زیبا جلوه می کند یا نه؟ بی تو قطارهایی که در باران می گذرند قطعات عمر مرا با خود می برند. آیا این پلکان کهنه روزی مرا به تو می رساند؟ آیا این حصار دیوانه سرانجام کنار می رود؟ آیا من پراکنده شدن نور را در شبستان خیالم خواهم دید؟ دور از تو لبها و لبخند؛چشمها و تماشا زیبا نیست. دور از تو از رنگین کمان مهر که بر دلها پل می بندد نمی توانم حرفی بزنم. دور از تو دفترچه خاطرات من خواندنی نیست. اگر تو نبودی و عشق تو نبود از چه چیزی باید می نوشتم؟ جهان با عشق دیدنی می شود... هر شب بر بام رویاهایم می ایستم تا شاید دست در دست ماه به دیدنم بیایی. هر چقدر هم دور باشی دست فرشتگان را می گیرم و نیلوفرانه آنقدر از ستاره ها بالا می آیم تا به تو برسم....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:37 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ای کاش باران بودم تا غبار غمهایت را می شستم
ای کاش نسیم بودم تا صورتت رو نوازش می کردم ای کاش گل بودم تا یکی از غنچه هایم را به تو هدیه می دادم اما افسوس نه بارانم،نه نسیم و نه گل اما هرچه هستم دوستت دارم مهسا عزیزم. |
| آرشیو موضوعی |
|
عکس ها عشقولانه |
| نویسندگان |
|
محمد مهسا |
| پیوندها |
|
آروين آنلاين بزرگترین وبلاگ انتی دختر(حامد) عاشق پیشه |
|
RSS
|